ششاعری پیش از آنکه هنر بازی با کلمات باشد، مهارت دیگرگونه دیدن و رهایی از غبار عادتهای ذهنی است؛ از این رو آموزش شعر در گام نخست، بر پرورش چشمانی کشاف و تغییر زاویه دید تمرکز میکند.

مهندسی کشف: نقش زاویه دید و آشناییزدایی در کارگاههای آموزش شعر
بسیاری از هنرجویانِ تازهکار شعر تصور میکنند که شاعری، صرفاً کشف واژههای پرطنطنه، قافیهسازیهای پیچیده یا بیان احساسات عریان است. اما در متدهای مدرن آموزش شعر، نخستین گامی که به هنرجو آموخته میشود، «دیگرگونه دیدن» یا همان آشناییزدایی (Defamiliarization) است. شعر پیش از آنکه در زبان اتفاق بیفتد، در «نگاه» شکل میگیرد؛ هنر این است که اشیاء، مفاهیم و رویدادهای پیشپاافتاده روزمره را بهگونهای تصویر کنیم که گویی مخاطب برای اولینبار با آنها مواجه میشود.
اگر جهان اطراف را با همان عینک عادت و روزمرگی ببینیم، خروجی کار چیزی جز کلمات کلیشهای و شعارهای تکراری نخواهد بود. بنابراین، تمرینهای اولیه در کارگاههای شعر بر تغییر زاویه دید تمرکز دارند.
شیوهای است که شاعر برای دیدن و روایت کردن جهان انتخاب میکند. این مفهوم فقط به معنای استفاده از «من»، «تو» یا «او» نیست، بلکه شامل جایگاه ذهنی، عاطفی و حسی شاعر در برابر موضوع نیز میشود. یک اتفاق واحد، اگر از نگاه کودک، پیرمرد، پرنده، پنجره یا حتی یک شیء بیجان روایت شود، میتواند معنا و تأثیری کاملاً متفاوت پیدا کند. بنابراین زاویه دید، تعیین میکند چه چیزی دیده شود، چه چیزی پنهان بماند و مخاطب از چه مسیری وارد جهان شعر شود.
یعنی نگاه کردن و نشان دادن امور آشنا به شکلی ناآشنا و تازه؛ بهگونهای که مخاطب برای لحظهای از عادتهای ذهنی خود فاصله بگیرد و جهان روزمره را دوباره کشف کند. در آشناییزدایی، شاعر الزاماً موضوعی عجیب یا ناشناخته پیدا نمیکند، بلکه با تغییر زبان، تصویر، تشبیه، زاویه دید یا روابط میان اشیا، امر معمولی را به تجربهای تازه تبدیل میکند. برای نمونه، بهجای آنکه گفته شود «باران میبارید»، میتوان باران را «دستهای بیقرار آسمان بر شیشه» دید؛ در اینجا پدیدهای آشنا از شکل عادی خود فاصله گرفته و تصویری تازه ساخته است.
زاویه دید و آشناییزدایی ارتباطی مستقیم با یکدیگر دارند. تغییر زاویه دید میتواند نخستین گام برای ایجاد آشناییزدایی باشد، زیرا وقتی شاعر جایگاه نگاه خود را تغییر میدهد، روابط پنهان میان اشیا و پدیدهها نیز آشکار میشوند. خیابان از نگاه یک رهگذر، با خیابان از نگاه چراغی خاموش یا گربهای سرگردان یکسان نیست. هر نگاه، بخشی تازه از واقعیت را نمایان میکند و به موضوعی تکراری، امکان معنایی جدید میدهد.
در کارگاههای آموزش شعر، تمرین تغییر زاویه دید به هنرجو کمک میکند از بیان مستقیم و کلیشهای فاصله بگیرد. برای مثال، از او خواسته میشود یک فنجان، درخت، ایستگاه اتوبوس یا لحظه خداحافظی را یکبار از نگاه خودش و بار دیگر از زبان موجود یا شیئی دیگر توصیف کند. این تمرین نشان میدهد که شعر فقط در خود موضوع نیست، بلکه در نوع نگاه به موضوع شکل میگیرد. گاهی یک منظره ساده، با جابهجایی راوی، به تصویری رازآلود، عاطفی یا حتی طنزآمیز تبدیل میشود.
آشناییزدایی البته به معنای پیچیدهنویسی یا استفاده افراطی از واژههای دشوار نیست. اگر تصویر تازه نتواند با تجربهای انسانی و قابل لمس ارتباط برقرار کند، ممکن است تنها به ابهام و تصنع منجر شود. هدف آشناییزدایی این نیست که شاعر موضوع ساده را بیدلیل دشوار کند؛ هدف آن است که مخاطب را از بیتفاوتی بیرون آورد و وادارش کند چیزی را که بارها دیده، این بار با دقت و حیرت بیشتری ببیند.
در نهایت، میتوان گفت زاویه دید، مسیر نگاه شاعر است و آشناییزدایی، نتیجه تازهای است که از این نگاه پدید میآید. شاعر با تغییر جایگاه خود در برابر جهان، جزئیات فراموششده را دوباره زنده میکند و به تجربههای روزمره عمق میبخشد. شعر از همین نقطه آغاز میشود: از لحظهای که شاعر به امر آشنا نگاه میکند و درمییابد پشت ظاهر ساده آن، جهانی ناشناخته و کشفنشده پنهان است.
کلیدهای کاربردی در تقویت زاویه دید شاعرانه
-
پرهیز از صفتهای آماده: به جای بهکارگیری صفتهای نخنما (مثل «شب تاریک» یا «گل زیبا»)، باید خودِ پدیده را با توصیفِ رفتاری یا حسآمیزی به بازتعریف گذاشت.
-
جابهجایی زاویه دید (تجسد): یکی از تمرینهای بنیادی این است که هنرجو خود را جای یک شیء بیجان (مثل یک صندلی کهنه، یک چراغ قرمز یا یک حبه قند) بگذارد و جهان را از چشم او روایت کند.
-
ایجاد تمایز میان «خبر دادن» و «تصویر کردن»: شعر گزارشِ یک احساس نیست، بلکه بازآفرینیِ آن احساس در قالب تصویر است. به جای نوشتن «من اندوهگینم»، باید تصویرِ اندوه را بازنمایی کرد.
چند نمونه کاربردی از آشناییزدایی
در نگاه معمولی، «باران» صرفاً قطرات آبی است که از آسمان میبارد؛ اما یک ذهن آموزشدیده، آن را اینگونه بازتعریف میکند:
«آسمان، نخی از آب بست به زمین...»
یا در مواجهه با مفهوم «تنهایی»، به جای بیان مستقیمِ حس غم، زاویه دید روی یک جزییاتِ کوچک قفل میشود:
«تنهایی یعنی
استکانی که روی میز
سرد میشود و هیچکس آن را نمینوشد.»
شاعر شدن فرآیند انباشتن ذهن از کلمات قلمبهسلمبه نیست؛ بلکه فرایند «زدودن غبار عادت» از چشمهاست. در آموزش شعر، آموختنِ تکنیکهای وزن و قافیه تنها ۵۰ درصد مسیر است؛ ۵۰ درصد باقیمانده و حیاتیتر، پرورش ذهنی پرسشگر و کشاف است که بتواند در سادهترین عناصر جهان، رازی ناگفته و زوایهای ندیده را کشف کند.
کمیاب
روزنامه نگار سایت کمیاب آنلاین
مشاهده اخبار
ما اینجا هر روز تلاش می کنیم تا بهترین و جذاب ترین محتواها رو براتون آماده کنیم. فرقی نمی کنه یه گیک کامپیوتر باشی یا فقط دوست داری چیزای باحال یاد بگیری، تو کمیاب آنلاین همیشه یه چیزی پیدا می کنی که برات تازگی داشته باشه. پس اگه از چیزای تکراری خسته شدی و دنبال یه منبع پر از شگفتی و اطلاعات خاص می گردی، همین الان یه سر به KamyabOnline.com بزن و اجازه بده ما تو رو شگفت زده کنیم!
این مطلب را می پسندید؟
(2)
(0)
دیدگاه ها
ثبت دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *
آخرین مطالب مرتبط